چرا دختران ایرانی مهاجرت می کنند؟
دختران دنیایی جدیدی را خواهند دید و الگوهای جدیدی را درونی خواهند کرد و شاید هم زرق و برق کشورهای دیگر در ابتدا اثرگذاری بیشتری نیز بر روی آنها داشته باشد و آرمانها، انتظارات و نگرش های آنها را در ارتباط با ازدواج تغییر دهد،...

دکتر محمد مهاجری جامعه شناس در گفت و گو با آزانس خبری روز (دی نا) برخورد غلط، بدون برنامه ریزی و تفریط در حوزه زنان را عامل اصلی مهاجرت دختران با عنوان ادامه تحصیل به خارج از کشور عنوان کرد.

دلایل افزایش مهاجرت دختران به خارج از کشور تحت عنوان ادامه تحصیل چیست؟

با پیروزی انقلاب اسلامی زنان از چارچوب خانه ها بیرون آمدند و نقش پررنگ و موثری را در مشارکتهای سیاسی اجتماعی ایفا کردند، توفیق بزرگی که به پشتوانه انقلاب اتفاق افتاد این بود که نیمی از جامعه که درون خانه ها به نقش های سنتی خانه داری می پرداختند، از خانه بیرون آمدند و وظیف اصلی خود را در کمک به توسعه جامعه ایفا نمودند.
 
جامعه زمانی توسعه پیدا می کند که همه گروههای اجتماعی و جنسی به میدان بیایند و نقش آفرینی کنند، اما متاسفانه این اتفاق که سوغاتی انقلاب بود پس از انقلاب کم کم کمرنگ شد، شاید به دلیل عدم آمادگی، برنامه ریزی شایسته ای برای این حضور صورت نگرفت و به وادی فراموشی سپرده شد، آزادی زنان بدون برنامه ریزی و بی محابا و گاها افراطی محدود شد و دوباره در یک فضای افراطی با زنان برخورد شد، بسیاری از شاخص ها مثل عدم حضور زنان در عرصه های مدیریتی، عدم حضور زنان در سازمانهای مردم نهاد، عدم حضور زنان در پست های مدریریتی محلی و حوزه های دیگر، این افراط گری و تفریط در برخورد با حضور بالنده و پویای زنان فشار مضاعفی را بر آنان وارد کرد.
 
سپس در یک برهه زمانی فضا بازتر شد، اما باز شدن فضا از آنجاییکه نگاه راهبردی نداشت و دارای برنامه ریزی مشخصی نبود باز هم به صورت افراطی تجلی پیدا کرد، این اتفاق شباهت به پرندگانی داشت که در قفس زندانی اند و بدون هیچگونه برنامه ریزی گاها درب قفس را باز می کنند، این مساله باعث اوج گیری و پرواز پرنده می شود اما ممکن است این پرنده ها از اطلس جغرافیایی خود بیرون روند و دیگر قابل مدیریت نباشند.

همه این اتفاقات بسترهایی را فراهم کرد که زنان احساس کنند بسیار محدود هستند و حالا باید از این محدوده و چارچوبی که برایشان ایجاد شده است فرار کنند و اوج بگیرند، یکی از این فرارهای به بیرون و برقراری ارتباطات و احساس آزادی بیشتر در آنسوی مرزها بود، برای رفتن به آنسوی مرزها به لحاظ عرفی باید دلیل عرف پسندی مطرح شود که یکی از این دلایل عرف پسند ادامه تحصیل در نظام آکادمیک دانشگاههای خارج از کشور است، شاید بهانه عرف پسند و ظاهرا عقلانی ادامه تحصیل باعث شود فضاهای آزادی بیشتری داشته باشند، در صورتی که بدون آمادگی و بدون جامعه پذیری اولیه و بدون آشنایی با فرهنگهای کشور های مختلف اگر فردی وارد این اطلس های جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی بشود ممکن است دچار مشکلات جدی گردد و آسیب ببیند و تنش هایی برای او، خانواده و کشور ایجاد شود.

از طرفی وزارت علوم تا کنون نسبت به ایجاد دفاتر اعزام دانشجو به خارج از کشور منطقی و هوشمندانه عمل نکرده است و حتی زمانی که مجوز اینگونه دفاتر را برای افراد خاص صادر کرد، این مجوز را به کسانی واگذار کرد که تجربه های کمتر، کم توان و کم سابقه و نا آشنا به امور بودند، این در حالیست که افراد با تجربه بسیاری هستند که از این مساله محرومند.

همه این مسائل موجب شده است که دچار آسیب جدی در حوزه اعزام دانشجو به خارج از کشور در حوزه زنان باشیم که می تواند در آینده بر روی افراد، خانواده ها و کشور تاثیری غیر مطلوب بگذارد.

مهاجرت دختران تا چه میزان با مشکلات ازدواج مرتبط است؟

این عامل یا متغیر قطعا ضریب اثرگذاری را بر روی تشکیل خانواده و انتخاب زوج خواهد داشت، اما عدم ازدواج دختران یا بالا رفتن سن تجرد که حتی ممکن است به تجرد قطعی نیز بیانجامد ریشه در بستر و شرایط دیگری نیز دارد که نباید از آنها غافل شد.

متاسفانه یک اتفاق در سپهر روانی و وجدان جمعی جامعه رخ داده است و سن ازدواج را افزایش داده است، این مساله باعث شده که در آینده ضریب تجرد قطعی دختران افزایش چشمگیری داشته باشد.

یکی از متغیرهای اثر گذار، مهاجرت دختران برای ادامه تحصیل است، دختران دنیایی جدیدی را خواهند دید و الگوهای جدیدی را درونی خواهند کرد و شاید هم زرق و برق کشورهای دیگر در ابتدا اثرگذاری بیشتری نیز بر روی آنها داشته باشد و آرمانها، انتظارات و نگرش های آنها را در ارتباط با ازدواج تغییر دهد، در این صور ت جامعه می بایست رویکرد خود را عوض کند و یا دچار آسیبهای دیگر اجتماعی شود.

مهاجرت دختران در طولانی مدت چه تاثیری در جامعه دارد؟

اعزام دانشجو بدون برنامه ریزی و بدون بکارگیری نیروهای دلسوز و نخبه و بدون توجه به برنامه های آتی، وبدون رصد کردن نیازهای جامعه، به طور حتم مشکلات بسیاری را به جامعه وارد خواهد کرد.

مشکل اعزام دانشجو از دیر باز که دانشجویان ایرانی را برای ادامه تحصیل به خارج از کشور اعزام کرد وجود داشته است و تا به امروز نیز ادامه دارد، کشور ما برخلاف کشوری مثل ژاپن که با هدف و برنامه ریزی و بر اساس یک برنامه راهبردی دانشجویان خود را به اروپا اعزام می کرد و دانشجویان پس از اتمام تحصیلات با با لباس و سنت ژاپنی و دانش اروپایی به کشور خود باز می گشتند، عمل کرده است ، اما دانشجویان ما پس از اتمام تحصیلات با نماد و لباس اروپایی و با دانش ایرانی و بدون انتقال دانش اروپایی به داخل کشور باز می گشتند.

در حال حاضر برنامه ریزی، هدف گیری و تاکتیک مشخصی در این زمینه وجود ندارد و متاسفانه کارکرد مثبت این اعزام ها کمتر جنبه منفی آنهاست.